تبلیغات
ما با ولایت زنده ایم / تا زنده ایم رزمنده ایم ..(وبلاگ سیاسی مذهبی رهروان ولایت) - مطالب دفاع مقدس
 
ما با ولایت زنده ایم / تا زنده ایم رزمنده ایم ..(وبلاگ سیاسی مذهبی رهروان ولایت)
تنها ره سعادت/ایمان جهاد شهادت/پیروی از ولایت
آمار موجود از شهدای غیر ایرانی دفاع مقدس 4565 شهید می باشد که در این بین چندین تن از این شهدا بحرینی هستند که ندای عدالت خواهی انقلاب اسلامی را شنیده و به امام خود لبیک گفتند و با حضور در جبهه های جنگ تحمیلی در مصاف با دشمن بعثی به فیض رفیع شهادت رسیدند.



حاج عمران در سال 65 شهدای غیر ایرانی بسیاری را به خود دید، ایرانی و غیر ایرانی بودن  فرقی نمی کند وقتی در ذیل پرچم سرخ تشیع ایستاده ای و فریاد تسلیم را فقط در برابر خدای واحد سر داده ای؟! مجاهدین حجازی نزیه الحجاج، محمد نور الشواف، جلال اشلی، جلال الحجاج، مجاهد بحرینی، حجت الاسلام شیخ یاسین البحرانی، مجاهدین عراقی ابوجعفر کربلائی، حجت الاسلام مهندس حاج احمد احمدی، مالک اشطوی، امین الحوادی، فاضل الخفاجی، عبدالله الشاطی، عبدالزهرا الربیعی و ده ها شهید دیگر در تابستان سال 65 به شهادت رسیدند و این چنین با خون خویش سند وحدت امت اسلامی را امضاء کردند.

 

 


ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاع مقدس، جالب، 
برچسب ها :


"شعبان احمد" از لیبیایی‌های ساکن سوئیس به ایرانیان مقیم این کشور گفته است که یکی از بستگانش که به تازگی از ارتش لیبی به مردم پیوسته، پارسال به اقوام خود گفته بود عکسی از پیرمردی در داخل زندان دیده است که باید امام موسی صدر باشد.
یک منبع آگاه به نقل از یک لیبیایی­ ساکن ژنو اعلام کرد: «یک نظامی لیبیایی پارسال فاش کرد که عکسی را از امام موسی صدر درون زندان دیده است.»

به گزارش گرداب به نقل از وبگاه کمیته اطلاع رسانی ستاد آزادی امام موسی صدر، "شعبان احمد" از لیبیایی‌های ساکن سوئیس به ایرانیان مقیم این کشور گفته است که یکی از بستگانش که به تازگی از ارتش لیبی به مردم پیوسته، پارسال به اقوام خود گفته بود عکسی از پیرمردی در داخل زندان دیده است که باید امام موسی صدر باشد.

نکته مهم این خبر این است که این افشاگری، پیش از تحولات اخیر لیبی بیان شده و این احتمال را که "شعبان احمد" قصد سوء استفاده از نام امام موسی صدر و حمله به قذافی، دیکتاتور رباینده امام را داشته، کاهش می‌دهد.





نوع مطلب : دفاع مقدس، جالب، 
برچسب ها :


 
سخنگوی قوه قضائیه با تایید اینكه در گام اول، رفت و آمد، گفت و شنود تلفنی "جریان ضد انقلاب داخلی" محدود شده است، گفت: «در صورت اقتضا، گام های دیگری نیز برداشته خواهد شد.»
به گزارش گرداب به نقل از ایرنا، حجت الاسلام والمسلمین "غلامحسین محسنی اژه‌ای"، روز دوشنبه در نشستی خبری با تاكید بر اینكه عوامل فتنه مجرم هستند و با آنها باید برخورد شود، اظهار داشت: «امروز این جریان از فتنه گذشته و به ضد انقلاب تبدیل شده است.»

وی تصریح كرد: «فتنه زمانی بود كه مرزها و قضایا روشن نبود؛ امروز دست اجانب و استكبار در این قضیه خیلی واضح و روشن است و ضد انقلاب، عریان به میدان آمده است.»

وی تاكید كرد: «سیاست برخورد با این جریان، از این پس متفاوت خواهد بود و خیلی از افراد نیز از آنها برائت می‌جویند.»



ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاع مقدس، دانستنی، 
برچسب ها :


یک شعر منتشر نشده + یک شعر ماندگار از قیصر امین پور
بیایید بی غیرت باشیم، تا راحتتر تفریح کنیم و فکر نکنیم به لاله ها
شعر «در روزگاری که ماشین سوار آدم شد» از معدود شعرهای روان‌شاد سلمان هراتی است که در هیچ یک از کتاب‌های سلمان نیامده و تنها یک بار در مجلهٔ سروش به چاپ رسیده است در دوره‌ای که زنده‌یاد قیصر امین‌پور مسئولیت صفحات شعر آن را بر عهده داشت.


صدای شیعه: شعر سلمان هراتی از سرفصل‌های شعر اعتراض در سال‌های پس از انقلاب است. اعتراضی که در وفاداری شاعر به آرمان‌های اصیل انقلاب ریشه دارد. سلمان چونان همگنانش شیدای اسلام و امام و شهیدان است، عدالت را در چشم‌اندازی علوی و مهدوی معنا می‌کند و اعتراضش نه از سر آرمان‌باختگی و رجعت به پوچی، که فریادی است بر سر آرمان‌باختگان و آرمان‌ستیزانی است که از حاشیه‌ها به متن می‌خزند. از دیگر سو، گواه آنکه شاعران راستین انقلاب نه توجیه‌گر بی‌عدالتی‌ها و بی‌تدبیری‌هایند، نه مداح و ثناگوی زورمندان و زرمندان....
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : جالب، دفاع مقدس، 
برچسب ها :


 

پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در آستانه‌ی بیست و هفتم دی‌ماه سالروز شهادت شهید سیدمجتبی نواب صفوی، خاطره‌ی رهبر انقلاب از آشنایی با شخصیت این شهید بزرگوار را كه در دیدار با جوانان در سال 76 بیان شد، منتشر می‌كند:

من شاید پانزده یا شانزده سالم بود كه مرحوم «نوّاب صفوى» به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خیلى جاذبه داشت و به كّلى مرا مجذوب خودش كرد. هر كسى هم كه آن وقت در حدود سنین ما بود، مجذوب نوّاب صفوى مى‌شد؛ از بس این آدم، پُرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمناً شجاع و صریح و گویا بود. من مى‌توانم بگویم كه آن‌جا به طور جدّى به مسائل مبارزاتى و به آنچه كه به آن مبارزه سیاسى مى‌گوییم، علاقه‌مند شدم. البته قبل از آن، چیزهایى مى‌دانستم. زمان نوجوانىِ ما با اوقات «مصدّق» مصادف بود. من یادم است در سال 1329 وقتى كه مصدّق تازه روى كار آمده بود و مرحوم «آیةاللَّه كاشانى» با او همكارى مى‌كردند - مرحوم آیةاللَّه كاشانى نقش زیادى در توجّه مردم به شعارهاى سیاسى دكتر مصدّق داشتند - لذا كسانى را به شهرهاى مختلف مى‌فرستادند كه براى مردم سخنرانى كنند و حرف بزنند. از جمله در مشهد، سخنرانانى مى‌آمدند. من دو نفر از آن سخنرانان و سخنرانیهایشان را كاملاً یادم است. آن‌جا با مسائل مصدّق آشنا شدیم و بعد، مصدّق سقوط كرد.

در سال 1332 كه قضیه 28 مرداد پیشامد كرد، من كاملاً در جریان سقوط مصدّق و حوادث آن روز بودم؛ یعنى من خوب یادم است كه اوباش و اراذل، در مجامع حزبى كه به دولت دكتر مصدّق ارتباط داشتند، ریخته بودند و آن‌جاها را غارت مى‌كردند. این مناظر، كاملاً جلوِ چشمم است!

بنابراین من مقوله‌هاى سیاسى را كاملاً مى‌شناختم و دیده بودم؛ لیكن به مبارزه سیاسى به معناى حقیقى، از زمان آمدن مرحوم نوّاب علاقه‌مند شدم. بعد از آن‌كه مرحوم نوّاب از مشهد رفت، زیاد طول نكشید كه شهید شد. شهادت او هم غوغایى در دلهاى جوانانى كه او را دیده و شناخته بودند، به وجود آورده بود. در حقیقت سوابق كار مبارزاتى ما به این دوران برمى‌گردد؛ یعنى به سالهاى 1333 و 34 به بعد.




نوع مطلب : دفاع مقدس، آقای خامنه ای، 
برچسب ها :


 

خاطره‌ای از حاج احمد متوسلیان - عباس برقی

سه خاطره خیلی كوتاه ولی متصل به هم از سردار حاج احمد متوسلیان خدمتتان عرض می‌كنم: این غریب دور از وطن، برادرمان حاج احمد متوسلیان در طول مدتی كه ما خدمت ایشان بودیم هر بار كه خدمت ایشان عرض می‌شد كه در محافظت از جانتان یك مقداری دقت بیشتری كنید و محافظت بیشتری داشته باشید به عنوان مثال وقتی ایشان با خودرو در سطح شهر تردد می‌كردند زمانی كه منافقین در سال 61 افراد را در كوچه و خیابان ترور می‌كردند احتمال اینكه نارنجكی داخل ماشین ایشان بیندازند زیاد بود. از ایشان می خواستیم كه دقت بیشتری داشته باشند. اگر امكان دارد درهای ماشین را ببندند. ایشان همیشه در جواب همه برادران می‌فرمودند كه من با خدای خود عهد بسته‌ام و می‌دانم كه خداوند خواست مرا قبول خواهد كرد.

احمد متوسلیان

 شما هم به فكر خودتان باشید و از جان خودتان محافظت كنید. من از خدا خواسته‌ام كه به دست شقی‌ترین آدم‌های روی زمین یعنی صهیونیست‌ها به شهادت برسم و می‌دانم حتماَ خداوند این دعای مرا مستجاب خواهدكرد و به همین دلیل می‌دانم كه نه به دست منافقین و نه به دست عراقیها بلكه به دست صهیونیست‌ها كشته خواهم شد.

خاطره دوم بعد از عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر زمانی كه خدمت حضرت امام شرفیاب شدیم (متوسلیان) ایشان از ناحیه پا مجروح شده بود و عصا در دست داشت. وقتی كه خدمت امام رسیدیم ایشان با امام ملاقات خصوصی هم داشت برای عرض گزارش. زمانی كه از خدمت امام برمی‌گشت دیدم كه برادر احمد عصا در دست ندارد و خیلی سریع و خیلی خوب دارد حركت می‌كند و اصلاَ احساس ناراحتی نمی‌كند. من از ایشان پرسیدم كه عصا را چه كردی. گفت زمانی كه خدمت امام بودم امام پرسیدند كه پایت چه شده است گفتم كه مجروح و زخمی هستم. حضرت امام دستی بر زخم پایم كشیدند و فرمودند ان شاءالله این زخم خوب می‌شود. من از آن لحظه دیگر احساس درد ندارم و نیاز به عصا هم ندارم.

بعد از اینكه از خدمت امام آمدیم. حاجی در مقابل حسینیه جماران برادران كادر تیپ را جمع كرد و یك سخنرانی آتشین، كه الهام گرفته از حضرت امام راحل بود، انجام داد و به برادران تیپ فرمود كه می‌رویم جبهه و كار جنگ را ان شاءالله یكسره خواهیم كرد و در آخر فرمودند یازنگی زنگ یا رومی روم و در همان لحظه به بنده و برادر ناهیدی مأموریت دادند كه به منطقه برویم. ما هم در اسرع وقت حركت كردیم و خودمان را به منطقه جنگی رساندیم برای انجام یك مأموریت. در جریان حمله ناجوانمردانه اسرائیل به جنوب لبنان در سال 1361 از لبنان بی‌سیم زده بودند و حاج احمد خیلی ناراحت بود. بعد ما خیلی ساده به ایشان گفتیم ان شاء الله مشكل حل می‌شود بعد از گفتن آن حرفها ایشان با ناراحتی گفت من كه به لبنان بروم دیگر برنمی‌گردم. برادران به فكر خودشان باشند. ما اول شوخی گرفتیم كه خودمانی صحبت می‌كنیم حرفی هم نزدیم گفتیم ان شاءالله می‌رویم و پیروز هم برمی‌گردیم و به دل نگرفتیم. قضیه گذشت ایشان گفت برادر برقی شما عملیات فتح‌المبین را به یاد داری گفتم بله چیزی از آن نگذشته است، گفت در عملیات فتح‌المبین قرار بود امكانات زیادی در اختیار ما بگذارند ولی امكانات كمی در اختیار ما قرار گرفت. من شب هنگامی كه برای وضو گرفتن بیرون رفته بودم و فكر می‌كردم كه با این امكانات كم و با این وسائل ناچیز نمی‌توانیم كاری كنیم و پیروز شویم و می‌ترسیدیم كه آبروریزی بشود و حیثیتمان از بین برود. در این فكر بودم كه فشار دستی را بر شانه‌ام احساس كردم. وقتی كه برگشتم برادر پاسداری را دیدم كه از پاسداران خودمان نبود. گفت برادر احمد شما از خدا و ائمه اطهار غافل شدید و توكل خود را از دست داده‌اید و به فكر ماشین و وسایل افتاده‌اید. به خدا توكل كنید. شما پیروزید.

من از خدا خواسته‌ام كه به دست شقی‌ترین آدم‌های روی زمین یعنی صهیونیست‌ها به شهادت برسم و می‌دانم حتماَ خداوند این دعای مرا مستجاب خواهدكرد

شما عملیات دیگری هم در پیش رو دارید به نام عملیات بیت‌المقدس. در آن عملیات هم خرمشهر به دست شما آزاد خواهد شد و از آنجا به لبنان هم می‌روید و از آنجا شما دیگر بر نمی‌گردید و آنجا دیگر پایان كار توست. این قضیه را در اتاق برای ما تعریف كرد. بعد از اعزام به سوریه زمانی كه درب حرم حضرت زینب (علیهاالسلام) را باز كردند، چشمم به حرم خورد با آن حالات معنوی، سرم را به گوشه حرم گذاشتم. در حالی كه گریه می‌كردم همان برادر سپاهی دوباره به من گفت برادر احمد دیدی با توكل به خدا پیروز شدید اینجا پایان كار توست. ایشان وقتی برگشت ناراحت بود. ناراحت كه چرا شهید نشده و به شهادت نرسیده است. دو سه روز بعد از این، آن اتفاق افتاد. بعد رفتیم به طرف لبنان و در شهر زبدانی سوریه مستقر شدیم. بعد حضرت امام راحل فرمودند كه راه قدس از كربلا می‌گذرد و تیپ عازم برگشتن شد. ما و بعضی از بچه‌ها در لبنان باقی ماندیم. برادر احمد برای انجام آخرین كار خود به طرف بیروت رفت. بیروت در محاصره اسرائیلی‌ها بود یعنی راه نفوذ خیلی كم بود. ایشان رفت وسائلی را كه در سفارت بود بیاورد. چند ساعت از رفتن ایشان گذشت. ایشان نیامد. وقتی كه زمان طول كشید من آن وقت به خودم آمدم، نكند كه بلایی به سر ایشان آمده باشد. خدمت شهید همت رسیدم و موضوع خاطره را برایش گفتم. شهید همت ناراحت شد به ایشان گفتم كه خدا شاهد است كه خودش برایمان چند روز پیش این را گفته است. به هر صورت برادران عازم تهران شدند. برادر عزیزمان حاج احمد متوسلیان هنوز هم كه هنوز است بعد از چندین سال به عنوان سردار جاویدالاثر،‌اثری از ایشان نیست و از خداوند می‌خواهم كه ما را مدیون خون شهیدان نگرداند





نوع مطلب : دفاع مقدس، 
برچسب ها :


 ده خاطره از شهید مهدی زین الدین

شب دهم عملیات بود. توی چادر دور هم نشسته بودیم. شمع روشن کرده بودیم.صدای موتور آمد. چند لحظه بعد، کسی وارد شد. تاریک بود. صورتش را ندیدیم. گفت ((توی چادرتون یه لقمه نون و پنیر پیدا می شه؟)) ، از صدایش معلوم بود که خسته است. بچه ها گفتند ((نه، نداریم.)) رفت. از عقب بی سیم زدند که ((حاج مهدی نیامده آن جا؟)) گفتیم ((نه.)) گفتند ((یعنی هیچ کس با موتور اون طرف ها نیامده؟))....



ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاع مقدس، 
برچسب ها :


 

سیاست > نظامی  - پیکر شهید عباس‌زاده، که در هنگام پاکسازی میادین مین ایلام به مقام شهادت رسیده بود، تشییع شد.

به گزارش فارس، شهید الیاس عباس‌زاده روز سه شنبه حین عملیات پاکسازی میادین مین به جای مانده از دوران دفاع مقدس در منطقه میمک در جنوب ایلام بر اثر برخورد با مین به درجه رفیع شهادت نائل آمد.





نوع مطلب : دفاع مقدس، 
برچسب ها :


خبرگزاری دانشجویان ایران - اراك
سرویس: فرهنگ و حماسه

اولین جلسه ستاد یادواره شهدای فرهنگی و دانش‌آموز آموزش وپرورش ناحیه یك اراك برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه مرکزی، در ابتدای این جلسه رئیس اداره آموزش و پرورش ناحیه یك اراك، برگزاری یادواره شهدا را بهترین نمونه امر به معروف در جامعه امروز خواند و شهدا را بهترین میزان و شاخص امر به معروف معرفی کرد.

ابوالفضل هاشمی افزود: تبیین یاد و خاطره‌ شهدا در جامعه به خصوص در بین نسل جوان و نوجوان كه انقلاب و جنگ تحمیلی و شهدای مربوط به آن دوران را درك نکرده‌اند، بیش از هر زمان دیگر لازم است.

عطاالله میركمالی، فرمانده سپاه ناحیه اراك هم در سخنانی خواستار برگزاری یادواره‌ای در شأن و شایسته شهدای فرهنگی و دانش‌آموز بامشاركت تمامی مسوولان فرهنگی به خصوص دانش آموزان و معلمین شد .

در ادامه این مراسم شهرام ثامنی معاون فرهنگی بنیاد شهید و ایثارگران شهرستان اراك گفت: زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدای گرانقدر به خوبی مورد پذیرش و قبول آحاد جامعه قرار گرفته است به طوری كه در سال 89 به طور متوسط دو یادواره در هر ماه داشته‌ایم.

براساس مصوبه این ستاد‌، یادواره شهدای فرهنگی و دانش آموز شهر اراك در روز روز 18 اردیبهشت سال 90 برگزارخواهد شد.





نوع مطلب : دفاع مقدس، دانستنی، 
برچسب ها :



نمایندگان ایران و عراق بر سر مشخص‌شدن سرنوشت مفقودین بیش‌تری از جنگ تحمیلی به توافق رسیدند.  


article thumbnail


ادامه مطلب


نوع مطلب : دفاع مقدس، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ

فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه»

الا مسها که در گرد و غبارید
به اکسیر ولایت دل سپارید

طلا آنوقت طلای ناب گردد
که در حرم ولایت آب گردد

نماز بی ولایــت بی نمازیــــست
تعبد نیست نوعی حقه بازیست

ولایت چیست.درخون غوطه خوردن
کلیــد سیـــنه بــر مــــولا سپردن

حسین ابن علی در خون شنا کرد
مــــرا با این حقیــــقت آشنـــا کرد

ولایت بی بـــلا معنا ندارد
نجف بی کربلا معنا ندارد


ولی ظاهــر و باطـــن کجــــایی
نقاب از چهر خود کی گشــایی


مدیر وبلاگ : شرمسار شهدا و عاشق رهبر
صفحات جانبی
نظرسنجی
نام گزاری سال 1390 را به عنوان سال جهاد اقتصادی توسط حضرت آیت الله خامنه ای را چگونه می بینید ؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
[cb:blog_page_title]

[cb:blog_title]

[cb:blog_slogan]

[cb:post_body1][cb:post_body2]
[cb:post_continue_link]

+نوشته شده در [cb:post_create_date] ساعت[cb:post_create_time] توسط [cb:post_author_name] | [cb:post_comment_text] [cb:post_comment_count] |